تبليغاتX
در جستجوی حقیقت
تحقیقی،فرھنگی،مذھبی وخلاصہ از ھمہ چیزوھمہ جا
 ام المؤمنین عایشه الگویی در مواجهه با مشکلات

ام المؤمنین عایشه (رضی الله عنها) در خانة پاک پیامبری رشد کرد و پرورش یافت؛ و چه نیکو پرورشی بود؛ زیرا کسی که بر دستان پیامبر (صلی الله علیه و سلم) تربیت شود در حد ذات خود مدرسه ای خواهد بود که مالامال از آموختنی ها است. و این حالت عملاً در شخصیت ام المؤمنین عایشه (رضی الله عنها) تبارز یافته بود، افکار و تعقلات وی از مفاهیم اسلامی سیراب گردیده و رفتار و سکناتش تطبیقی عملی و زنده و تجسدی از این افکار بود.
پس کسی که چنین حالتی داشته باشد آیا عاقلانه است که عملی را انجام دهد متناقض با آنچه در عقل و جان وی از افکار و مفاهیم و سلوک ملکه گشته است؟!
این وضعیت تنها شامل حضرت عایشه نبود بلکه این شیوه ای پیشتاز از اسلوبهای سلوک بلند پایة اسلامی در نزد صحابه (رضی الله عنهم) بود، روشی که در آن بهترین و برگزیده ترین انسجام بین افکار و سلوک را میتوان یافت و به ندرت جدای و تفاوتی بین آنها ایجاد میشود.
حضرت عایشه صدیقه دختر برترین تصدیق کننده، آن شخصیت پاک و مطهر در زندگی خود با بزرگترین حادثه و آزمونی که ممکن است یک زن با آن مواجه شود رو به رو گردید. آن واقعة وحشت آور تهمت زنا بود، چه سخت تجربه ای بود و چه نفرت انگیز تهمتی، این واقعه محدود و محصور بین چند شخص و یا خانواده یا قوم نبود، بلکه در تمام خانواده های یک اجتماع انتشار یافته و برای گستراندن آن بوق و سرناهای تبلیغاتی به بدترین وجه آن به کار گرفته شده بود این مشکلی بود بزرگ و آزمونی بس عظیم که تاب تحمل آن را جز شخصی استوار و با عظمت که بر این سختی فائق آید و بر آن غلبه نماید نداشت. و اما حضرت عایشه (رضی الله عنها) در مقابل این مشکل دشوار چه کرد؟ چگونه با آن رو به رو شد و چطور مانع آن گشت و بر آن غلبه یافت؟ و چه درسها و اندرزهایی بر آن مرتب میشود؟
مشکل چیست؟ چگونه با آن مواجه شویم و بر آن فائق آییم؟
میتوان در تعریف مشکل چنین گفت که آن درک یا احساسی است به وجود سختی که نمیتوان از مواجهه با آن سرپیچید. و یا مرحله ای است دشوار که برای تحقق هدفی نا چار به عبور از آنیم. و یا هم رو به رو شدن و بر خورد با واقعه ای ناپسند؛ گویا ما خواهان چیزی بودیم اما مخالفش را یافته ایم.
و اما اولین قدم برای توانا شدن در مواجهه با مشکلات و غلبه بر آنها این است که ما راهی را بپیماییم در مسیر آگاهی به وجود مشکل، یعنی آن را به خوبی بشناسیم و اطراف و جوانب آن را بررسی کنیم، سپس راه حلهای متعددی را بسنجیم و بعد از آن برترین چاره را تطبیق دهیم و خود را در رابطه با دوستی آن مطمئن سازیم و آنگاه در نتایج ما حصل غور نماییم. که التبه انجام این مسائل خواهان بذل کوشش و تلاش فکری در مراحل مختلف و مواضع گوناگون آن میباشد. اگرچه احیاناً طی این مراحل با سرعت زیادی حاصل میشود و گاهی هم وقت در برمیگیرد ولی در هر صورت آنچه ضروری است صبر و تأمل و پی گیری آن و اکتساب مهارتهای فکری لازمه در رابطه با طی این مراحل میباشد.
ام المؤمنین چگونه با مشکل مقابله کرد؟


در مورد مشکلی که بر حضرت عایشه (رضی الله عنها) در حادثه افک گذشت اطلاع دارید. خلاصة مطالب این است که از طرف منافقین و بعضی از مسلمانان شایعه ای پخش شد مبنی بر اتهام ام المؤمنین عایشه (رضی الله عنها) به عمل زنا، به دلیل اینکه ایشان در یکی از غزوات پیامبر از سپاه عقب مانده بود، و یکی از اصحاب به نام صفوان بن معطل سلمی (رضی الله عنه) ایشان را [در بیابان تنها یافت سپس] بر پشت شتر خویش نشانده و به لشکر رساند. و همین بود که شایعات همچو آتشی که در خاشاک افتد منتشر شد.
مشکلی که حضرت عایشه با آن رو به رو شد دو بخش داشت. بخش اول زمانی که ام المؤمنین فهمید سپاه رفته و او تنها مانده است و بخش دوم زمانی که شایعه در مورد وی پخش شد در حالی که وی حتی از تفکر محض در رابطه به این موضوع غافل بود. اینک ببینیم ام المؤمنین در برابر هر بخش این مشکل چه کرد؟
1.         درک درست مشکل: از جملة مهمترین بخشهای مقابله با مشکل شناخت آن است زیرا تا زمانی که فرد حس نکند مشکل مفهومی ندارد. عایشه (رضی الله عنها) آنگاه که بازگشت و سپاه را نیافت فهمید که با مشکلی مواجه گشته است، این در مورد بخش اول مشکل وی و اما در مورد بخش دوم یعنی اتهام اش به زنا وقتی مشکل را درک کرد که ام مسطح وی را از شایعه ای که در مورد او پخش شده بود با خبر ساخت. این در حالی بود که عایشه (رضی الله عنها) هرگز قبل از آن این مسأله را حس نکرده بود. چرا که در آغاز چون ام مسطح، مسطح را دشنام داد حضرت عایشه تعجب کرد و از وی دفاع نمود.
2.         حفظ تعادل روانی و دوری از اضطراب و ترس: حضرت عایشه با وجود اینکه در حالت بدی قرار داشت، با کمال متانت آرامش خود را حفظ نمود. سپاه رفته بود و او تنها در صحرا باقی مانده بود. همچنین وقتی از شایعه با خبر شد و آن مصیبت بزرگ سراسر وجودش را فرا گرفت تعادل خویش را به خوبی حفظ کرد. با وجود اینکه از آنچه در مورد وی گفته میشد به شدت غافلگیر شده و یکه خورده بود، گویا او این گفتة خداوند را به تصویر میکشید: «فصبر جمیل و الله المستعان علی ما تصفون»
تعادل روانی میتواند با یاری خواستن از خداوند و دعا و نماز و یاد وی، و همچنین با حسن ظن نسبت به خداوند و مسلمانانی که به نوعی با موضوع ارتباط دارند و نیک فالی، تحقق بخشید؛ چنانکه جانب ایمانی و عقیدتی اعتقادات فردی را نیز نمیتوان نادیده گرفت، این محافظت بر روحیات شخصی لازمة عبور موفقانه از هر مرحله در حل مشکل است. و این آن چیزی است که ام المؤمنین حضرت عایشه با وجود اینکه از این واقعات متأثر هم شده بود، آن را مراعات میکرد.

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سالک راہ وفا در دوشنبه هجدهم خرداد 1388  |
 نگاهی به زندگی علامه هيثمی

حدیث، بعد از قرآن دومین منبع از منابع دین اسلام می باشد. از آنجایی که حفاظت و صیانت قرآن مجید را خداوند صراحتاً با نزول آیه «إنا نحن نزّلنا الذکر وإنا له لحافظون» برعهده گرفته است، لذا قرآن کریم برای همیشه از دستبرد تحریف کنندگان و مغرضین محفوظ مانده است.
اما در مورد حدیث که دومین منبع تعالیم اسلام است آیا ضمانت حفظ و نگهداری آن بیان شده است یا نه؟
در این مورد باید گفت که وقتی حدیث دومین مأخذ دین محسوب می شود به طوری که فهم صحیح قرآن بدون آن امکان پذیر نیست، پس به طور قطع خداوند حکیم و خبیر برای حفظ حدیث و سنت نیز مردانی را برگزیده است چنانکه فرمایش پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم به این موضوع اشاره دارد آنجا که می فرماید« یحمل هذا الدین من کل خلف عدوله ینفون عنه تحریف الغالین و تأویل الجاهلین و إنتحال المبطلین و...».
ظهور محدثین در هر دور و زمانی مؤیّد این حدیث است؛ این گروه از علما جهت حفظ احادیث از دستبرد دشمنان اسلام برخواسته اند و خدمات شایان ذکری در این زمینه نموده اند.
علامه هیثمی یکی از این رجال است که با تالیفات و تصنیفات خویش به روشنگری مسلمانان پرداخته و با این کار سعی نموده تا رسالت خود را در قبال اسلام، مسلمین و رسول خدا صلی الله علیه وسلم ادا کند، که در این مقاله به طور بسیار مختصر به معرفی ایشان می پردازیم.

نام و نشان و خاندان علامه هیثمی
نام او «علی» و نام پدرش «ابوبکر» و لقبش «نورالدین» و کنیه‌اش «ابوالحسن» است که با عنوان «نورالدین هیثمی» شهرت دارد و نسبش این چنین است: ابوالحسن نورالدین علی بن ابی‌بکر بن سلیمان بن ابی‌بکر بن عمر بن صالح.
وی در ماه رجب سال 725 هـ ق در کشور مصر دیده به جهان گشود، او به فن حدیث علاقه وافری داشت از این رو تمام عمر را در فراگیری این علم و تألیف و تصنیف در این زمینه صرف نمود.

مشایخ، شاگردان و سفرهای علامه هیثمی
علامه هیثمی در سن پانزده سالگی برای کسب علم به محضر حافظ عراقی حاضر شد. حافظ عراقی نیز او را مورد لطف و عنایت ویژه قرار داد و محبت علوم اسلامی و حدیث را در سینه‌اش غرس نمود.
او استادش را در تمامی سفرهای حج و دیگر مسافرت‌های علمی همراهی می نمود و برای استماع حدیث به همراه حافظ عراقی به شهرهایی همچون: قاهره، حرمین شریفین، بیت المقدس، دمشق، بعلبک، حلب، حماه، حمس، طرابلس و شهرهای دیگر سفر نمود.
علامه هیثمی علاوه بر حافظ عراقی از جلسات درس علمای دیگری نیز استفاده برد.

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سالک راہ وفا در دوشنبه هجدهم خرداد 1388  |
 رسول خدا- صلی الله علیه وسلم- در محراب عبادت
رسول خدا- صلی الله علیه وسلم- با وجود اینکه بنده برگزیده خداوند متعال بود و الله تعالی ایشاImageن را به عنوان رسول و پیامبر انتخاب فرموده و او را با بهترین الطاف و نعمات مورد نوازش قرار داده و تمام گناهان گذشته و آینده ایشان- بالفرض وجود گناه- را معاف نموده است، اما با وجود همه اینها رسول خدا- صلی الله علیه وسلم- از لحاظ عبادت و بندگی، از جایگاه ویژه و منحصر بفردی برخوردار بوده و با شوق زاید الوصفی به عبادت خداوند پرداخته اند.
آنچه در سطور آتی می خوانید فقط شوق و علاقه و اهمیت دادن ایشان به امر نماز که بعد از ایمان مهمترین رکن اسلام می باشد را بیان می کند:
حضرت مغیرةبن شعبه- رضی الله عنه- می فرماید:« رسول خدا- صلی الله علیه وسلم- آنچنان نماز را طولانی می خواندند که قدمهای مبارکشان ورم می نمود؛ یکبار به ایشان گفته شد: ای رسول خدا! خداوند گناهان گذشته و آینده شما را معاف کرده است، چرا اینگونه بر خود فشار می آورید؟! ایشان جواب دادند: آیا بنده شاکری برای خداوند متعال نباشم!.»
ام المؤمنین حضرت عایشه صدیقه- رضی الله عنها- می فرماید:« رسول خدا- صلی الله علیه وسلم- تمام شب را با تلاوت یک آیه از قرآن مجید سپری می نمودند». حضرت ابوذر غفاری- رضی الله عنه- نیز می فرماید:« رسول خدا صلی الله علیه وسلم تمام شب را با قرائت این آیه سپری می نمودند: «إن تعذّبهم فإنّهم عبادک و إن تغفر لهم فإنّک أنت العزیز الحکیم» [مائدة:218]؛ [ بارالها!] اگر اینها را عذاب می دهی پس اینها بندگان تو هستند، و اگر مغفرتشان می کنی پس به درستی که تو غالب و با حکمت هستی.»
حضرت عائشه- رضی الله عنها- می فرماید:« رسول خدا- صلی الله علیه وسلم- گاهی اوقات آنچنان به صورت متوالی روزه می گرفتند که ما گمان می کردیم دیگر هرگز افطاری نخواهند داشت، و گاهی چنان روزه را ترک می کردند که ما گمان می کردیم دیگر هرگز روزه نخواهند گرفت»[ یعنی در روزه گرفتن میانه روی می کردند]. حضرت انس- رضی الله عنه- روایت می کند:« نماز خواندن رسول خدا- صلی الله علیه وسلم- در شب چنان بود که شما اگر اراده می کردید که ایشان را در حالت نماز ببینید، حتماً می دیدید، و استراحت ایشان هم چنان بود که هرگاه ایشان را می خواستید در حالت استراحت ببینید، حتماً می دیدید».[ یعنی در وقت عبادت، عبادت و در وقت استراحت، استراحت]. حضرت عبدالله بن شخیر- رضی الله عنه- می فرماید: نزد رسول خدا- صلی الله علیه وسلم- آمدم، ایشان در حال خواندن نماز بودند، از شدت گریه از سینه مبارکشان صدایی مانند صدای جوشیدن دیگ پر از آب، به گوش می رسید.»
خلاصه اینکه آن حضرت- صلی الله علیه وسلم- طوری بودند که جز با نماز با چیز دیگری آرامش نمی یافتند و در هنگام مشکلات و سختی ها به جز با ارتباط گرفتن با الله تعالی از طریق نماز به چیز دیگری  روی نمی آوردند و می فرمودند:« خنکی چشمان من در نماز  است».
صحابه می فرمایند:« هرگاه امری باعث پریشانی آن حضرت- صلی الله علیه وسلم- می شد بلافاصله به سوی نماز می شتافتند؛ حضرت ابودرداء- رضی الله عنه- می فرمایند: هر گاه در شب باد تندی می وزید، رسول خدا- صلی الله علیه وسلم- به مسجد رفته و مشغول عبادت می شدند تا اینکه باد آرام می شد و طوفان از بین می رفت، و هرگاه در آسمان تغییراتی از قبیل کسوف و خسوف پیش می آمد، آن حضرت- صلی الله علیه وسلم- به سوی نماز می شتافتند و تا پایان یافتن آن پدیده، به نماز مشغول می شدند». پریشانی رسول خدا- صلی الله علیه وسلم- از پدیده هایی مانند: باد تند، کسوف و خسوف و ... به این خاطر بود که همه اینها از نشانه های بزرگ الهی است که برخی امتهای گذشته با چنین پدیده هایی عذاب داده شده اند.
رسول خدا صلی الله علیه وسلم چنان شوق نماز در وجودشان بود که بی تابانه منتظر رسیدن وقت نماز بعدی بودند و برای آن لحظه شماری می کردند، همین که وقت نماز می رسید به مؤذن خود- حضرت بلال رضی الله عنه- می فرمود: نماز را اقامه کن و ما را با آن راحت بگردان.
خلاصه اینکه آن حضرت- صلی الله علیه و سلم- بسیار به نماز اهمیت می دادند و  آن را دوست داشتند و راه نجات از مشکلات و رسیدن به آرامش روحی را در آن می دانستند و امت را نیز به ادای نماز، مواظبت بر آن و اهمیت دادن به آن توصیه می فرمودند تا جایی که در واپسین لحظات عمر مبارکشان که در حال رحلت از این دنیا و پرواز به سوی رفیق اعلی- خداوند متعال- بودند، امت را نسبت به نماز و پایبندی به آن توصیه کرده و می فرمایند« الصلاة و ما ملکت أیمانکم؛ [ای امت من!] نماز را ادا کرده و حقوق زیردستان را رعایت کنید.» 
|+| نوشته شده توسط سالک راہ وفا در جمعه یکم خرداد 1388  |
 
 
بالا
کپی برداری از در جستجوی حقیقت با ذکر منبع "مجاز" است.
">

درضمن هر گونه کپی برداری از مطلب فقط با ذکر منبع مجاز میباشد. موفق باشید