فراماسونری وفتنه دجال "18 "
بیان این مطلب در قرآن که بنی اسرائیل برای آخرین بار گرد هم می آیند و مطابق روایات، این گردهمایی در فلسطین می باشد.
همان گونه که در قسمت قبل ذکر کردیم، خداوند متعال در قرآن مجید، خبر از آینده ی قوم بنی اسراییل داده است.
این قوم در بخش های مختلف قرآن، به عنوان قومی دسیسه کار معرفی شده که همواره با خواست خدا و تعالیم پیامبران مخالفت می نموده است. در قرآن، پایان کار بنی اسراییل در چند آیه بیان شده است تا بنی اسراییل عاقبت زشتکاری های خود را بدانند و حجت بر آنان تمام شود.
یکی از آیاتی که در رابطه با پایان کار بنی اسراییل بیان شده است، آیه ی 104 سوره ی اسراء (بنی اسراییل) می باشد:

قبل از این که به تجزیه و تحلیل آیه ی فوق بپردازیم، باید به این نکته اشاره کنیم که در اکثر ترجمه های این آیه از قرآن، عبارت وَعْدُ الآخِرَةِ به معنای دنیای آخرت و قیامت آمده است. به نظر تعدادی از مفسران و نگارنده ی حقیر، وَعْدُ الآخِرَةِ در این آیه، به احتمال زیاد، زمانی غیر از دنیای آخرت و قیامت است.
در واقع به نظر می رسد که منظور از وَعْدُ الآخِرَةِ در
این آیه، زمانی است که خداوند برای آخرین بار به تنبیه قوم بنی اسراییل در
این دنیا می پردازد. زیرا اگر آیه ی 7 سوره ی اسراء را به خاطر بیاوریم،
خواهیم دید که در آن جا نیز عبارت وَعْدُ الآخِرَةِ به
درستی به معنای زمان آخرین تنبیه بنی اسراییل ترجمه شده است، نه قیامت.
(در آیه ی 7 سوره ی اسراء، از حمله ی گروهی از بندگان خدا به بنی اسراییل
در وَعْدُ الآخِرَةِ سخن به میان آمده است که این اتفاق نمی تواند در قیامت رخ دهد؛ این مسأله نشان می دهد که وَعْدُ الآخِرَةِ زمانی
قبل از قیامت بوده و به احتمال زیاد در آخرالزمان می باشد. برای درک بهتر
این مسأله، به مطلب قبلی در رابطه با تنبیه بنی اسراییل مراجعه فرمایید.)
البته لازم به ذکر است که حتی اگر عبارت وَعْدُ الآخِرَةِ به
معنای روز قیامت نیز باشد، بازهم می توان از آن به عنوان آخرالزمان و زمان
آخرین تنبیه بنی اسراییل در این دنیا یاد کرد. زیرا در احادیث اسلامی،
گهگاه از نشانه های ظهور حضرت مهدی (عج) به عنوان نشانه های قیامت نیز
تعبیر شده است که این مطلب نشان می دهد مبحث قیامت و آخرالزمان به یکدیگر
پیوند خورده اند. زیرا ظهور حضرت مهدی (عج) خود یک قیامت صغری است. بنابراین حتی اگر عبارت وَعْدُ الآخِرَةِ را به معنای قیامت نیز در نظر بگیریم، باز هم می توان آن را به آخرالزمان تعبیر کرد.
بدین ترتیب چنین به نظر می رسد که قرآن در آیاتی که پیرامون سرنوشت بنی اسراییل صحبت می کند (از جمله آیات 7 و 104 سوره ی اسراء)، عبارت وَعْدُ الآخِرَةِ را به معنای زمان آخرین تنبیه بنی اسراییل به کار می برد، نه چیز دیگر.
اما
درباره ی آیه ی 104 سوره ی اسراء باید گفت که خداوند در این آیه، سرنوشت
بنی اسراییل را در آخرالزمان بیان می نماید. نکته ی شگفت انگیز این که
خداوند متعال، در این آیه نیز یکی دیگر از معجزات خود را گنجانده و اتحاد و اجتماع بنی اسراییل را در آخرالزمان به صورت غیر مستقیم پیشگویی کرده است.
بدین ترتیب که خداوند بزرگ در این آیه، می فرماید:
« ... فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ الاَخِرَةِ جِئْنَا بِكمْ لَفِيفاً : زمانی که روز وعده ی آخر (زمان آخرین تنبیه بنی اسراییل در این دنیا و یا روز قیامت) فرا برسد، شما را آمیخته با یکدیگر می آوریم. »
در احادیثی روایت شده، در تفسیر این آیه (آیه ی 104 سوره ی اسراء) نکات مهمی بیان شده است.
برای مثال ذکر شده که معنی « جِئْنَا بِكمْ لَفِيفاً » در آیه ی 104 سوره ی اسراء این است که: « شما را از هر ناحیه ای گرد هم می آوریم. »
حضرت پیامبر (ص)، محل آخرین اجتماع بنی اسراییل را در فلسطین اشغالی و شهر عکا دانستند و فرمودند:
« آيا شنيده ايد نام شهرى را كه بخشى از آن درون درياست ؟ عرض كردند: آرى؛ فرمود: قيامت به پا نمى شود، مگر آنكه هفتاد هزار تن از فرزندان اسحاق به شهر يورش مى برند. »
همان گونه که ملاحظه فرمودید، پیامبر گرامی اسلام در حدیث پربار خود، مقصود از عبازت « جِئْنَا بِكمْ لَفِيفاً
» را در آیه ی 104 سوره ی اسراء، اجتماع آخرالزمانی قوم بنی اسحاق (بنی
اسراییل) را در شهری که بخشی از آن داخل دریا است، دانسته اند. اما به
راستی شهر مذکور کدام شهر است؟
ویژگی هایی که پیامبر اکرم (ص) درباره ی شهر محل اجتماع بنی اسراییل بیان
می کنند، کاملاً با خصوصیات شهر عکا در فلسطین اشغالی انطباق دارد. زیرا
شهر بندری عکا تا داخل دریا نفوذ کرده و بخشی از آن از سه طرف با آب دریا
محاصره شده است. نکته ی جالب این که بخش اعظم قسمت قدیمی شهر که در زمان پیامبر (ص) نیز وجود داشته است، در آب قرار دارد، اما بخش های جدید شهر عکا این ویژگی را ندارند.
برای مشاهده ی وضعیت شهر عکا، لطفاً به تصاویر ماهواره ای زیر که از برنامه ی Google Earth تهیه شده اند، توجه فرمایید:


همان گونه که ملاحظه فرمودید، خداوند متعال در قرآن و نیز پیامبر گرامی
اسلام (ص) در حدیث خود ذکر کرده اند که بنی اسراییل در آخرالزمان برای
آخرین بار در عکا و فلسطین اشغالی گرد هم می آیند. این مطلب نشان می دهد که خداوند متعال و پیامبر بزرگوارش، بدین وسیله هشداری به بنی اسراییل داده اند تا بدانند در آن زمان که در فلسطین اشغالی به فساد می پردازند، آخرین عذاب خدا فرا می رسد.
همچنین
آیه ی 104 سوره ی اسراء و حدیث پیامبر (ص)، این نوید را به مسلمانان می
دهند که فساد بزرگ بنی اسراییل و فرزند نامشروع آن یعنی فراماسونری در
فلسطین اشغالی، در آخرالزمان به وقوع پیوسته و مسلمانان می توانند بعد از
این واقعه، نابودی بنی اسراییل را
انتظار داشته باشند.
6 – اشاره به دجال در روایات اسلامی و بیان ویژگی های وی.
پیامبر
گرامی اسلام (ص) در احادیث خود سخنان گهربار
فراوانی را در باب دجال و بیان اوصاف او بیان کرده اند. پیامبر
گرامی اسلام (ص) همواره
از فتنه ی دجال به عنوان یکی از بزرگترین فتنه های تاریخ یاد کرده و
مسلمانان را از افتادن در دام وی برحذر داشته اند و برای شناخته شدن دجال
توسط مسلمانان، توصیفات و ویژگی های دجال را در روایات خود بیان کرده اند.
از آن جا که ویژگی های فراماسونری با دجال انطباق زیادی دارد، می توان نتیجه گرفت که پیامبر
گرامی اسلام (ص) در ضمن روایات خود، مردم را از افتادن در دام
فتنه ی بزرگ فراماسونری برحذر داشته اند؛ اما متاسفانه بسیاری از کشورهای
اسلامی به این روایات توجه نکرده و در دام فتنه ی بزرگ آمریکا و اسراییل و
سایر کشور های ماسونی قرار گرفته اند.
اما
خوشبختانه در احادیث مربوط به دجال آمده است که دجال توسط حضرت مسیح (ع) در آخرالزمان به قتل می
رسد و این امید در دل مسلمانان زنده می شود که ان
شاء الله فتنه ی بزرگ فراماسونری (دجال آخرالزمان) به زودی رفع خواهد شد و
مسلمانان می توانند بعد از آن، زندگی خوب و خوشی داشته باشند.
علاوه
بر این، معرفی خصوصیات دجال در روایات اسلامی، باعث می شود تا مسلمانان
این جریان خبیث را (که احتمالاً همان فراماسونری است)، بشناسند و از فتنه
ی بزرگ او ترس و ناامیدی در دل راه ندهند و با مشاهده ی خروج او (دجال) در
آخرالزمان، در مقابل وی ایستادگی نموده و خود را از نظر اعتقادی، نظامی و
... آماده کنند تا ضربه ی نهایی را بر پیکره ی دجال ( فراماسونری) وارد نمایند. ان شاء الله که هر چه سریعتر، آن روز بزرگ فرا رسد.
7 – پیشگویی قرآن در مورد آینده ی جهان و بشارت به صالحین و مستضعفین در مورد به دست گرفتن حکومت آن.
خداوند
متعال در آیات قرآن کریم و نیز در سایر کتب آسمانی، ذکر کرده است که
صالحین و مستضعفین جهان، حکومت آینده ی دنیا را در دست خواهند داشت.
در زیر، بخشی از این آیات نوید بخش را ملاحظه می فرمایید:

برخلاف، فراماسون ها که آینده ای تیره و تاریک و دور از زیبایی های معنوی را برای مردم جهان فرض
کرده، و در نظریات خود همچون نظریه ی فوکویاما، دنیای کنونی را دنیای
آرمانی بشر معرفی نموده اند و انسان ها را از آینده ی درخشان تر ناامید
کرده اند، خداوند در قرآن مجید، این امید را به بندگان صالح و مستضعف خود
می دهد که آینده ای روشن در انتظار آنهاست؛ آینده ای که در آن هیچ شری
وجود نخواهد داشت و عدل و داد بر انسان ها حکم خواهد راند. دنیایی که بشر
در آن با تمام وجود به سمت زیبایی، پویایی، شادی و خیر و صلاح حرکت خواهد
کرد.
آن
زمان، هنگامی است که ولی خدا در زمین حکم می راند و انسان از خدای خویش و
خداوند متعال از انسان، خشنود و راضی است. این وعده ای است که قطعاً محقق
خواهد شد.
سخن آخر
در
پایان این مقاله، پیش از هر چیز، خداوند متعال را شاکرم که این موقعیت را
برای بنده ی ناچیز خود فراهم کرد تا قدمی هر چند کوچک در جهت خدمت به امت اسلامی بردارد و به تبیین دشمنی های دجال آخرالزمان با امت اسلامی بپردازد.
مقاله
ای که تقدیم حضورتان شد، حاصل یک تحقیق چند ماهه می باشد، که با هدف
شناساندن چهره ی دجال احتمالی آخرالزمان، انجام شده است. در این مقاله
تلاش شده است تا با بهره گیری از منابع معتبر و حتی الامکان در دسترس،
مطالبی پیرامون فراماسونری و شباهت آن با دجال ارایه شود؛
لازم به ذکر است که دسترسی خوانندگان عزیز به منابع، یکی از مهمترین اهدافی بود
که سعی شد تا به آن جامه ی عمل پوشانده شود؛ زیرا بعضی از مطالب مقاله، به
قدری عجیب و باورنکردنی است که باور آن ها جز از طریق مشاهده ی منابع آن، امکان پذیر نمی باشد.
در راستای تحقق هدف فوق، تلاش نمودیم تا اکثر منابع خود را از اخبار و مقالات سایت های معتبر و نیز از بین کتب الکترونیکی (E-Book)
که به رایگان از طریق اینترنت قابل دسترسی است، انتخاب نماییم تا بدین
وسیله، خوانندگان عزیز نیز بتوانند به منابع مذکور دسترسی داشته باشند.
اما
نکته ی مهمی که باید ذکر کنیم، این است که همه ی مطالب موجود در منابع ذکر
شده، از نظر ما قابل تأیید نیستند؛ زیرا بسیاری از این منابع، از بین سایت
ها و کتب دشمنان اسلام انتخاب شده اند. در واقع با این حرکت، تلاش شده است
تا از بین تناقضات و اعترافات این کتب و این سایت ها، حقانیت اسلام و
خباثت های فراماسونری و همپیمانانش بیشتر آشکار شود؛ بنابراین بجز این
قسمت ها، بقیه ی بخش های سایت ها و کتب مذکور، که عمدتاً نیز پر از مطالب
غلط و غیر منطقی هستند، از نظر ما قابل اعتنا نمی باشند.
نکته ی دیگری که باید به آن اشاره کنیم، این است که تطبیقی که از جانب ما صورت گرفته است، دیدگاه ما را نسبت به فراماسونری و دجال بودن آن بیان می کند؛ بنابراین اگر این تطبیق درست نباشد، اشتباه رخ داده از جانب ما می باشد و اشکالی بر روایات مترتب نیست. (البته ذکر این نکته ضروری است که تطبیق فراماسونری بر دجال، با گذشت زمان مشکلی ایجاد
نمی نماید و اشکال بقیه ی تطبیق ها را ندارد؛ زیرا همانگونه که در مقاله
ذکر کردیم، فراماسونری عمر چند هزار ساله دارد و همچون یک انسان نیست که
با گذشت چند سال فوت کند و تطبیق ارایه شده را نفی نماید.)
مسأله
ی مهمی که باید به آن اشاره کنیم، این است که گرچه ما در این مقاله، بر
طبق روایات اسلامی، فراماسونری را بر دجال تطبیق دادیم و مرگ آن را با
توجه به احادیث، به دست حضرت مسیح (ع) دانستیم، ما باید از تمام امکانات
علمی، سیاسی، اقتصادی و نظامی خود برای مبارزه با فراماسونری بهره ببریم و
در این کار از هیچ کوششی دریغ نورزیم تا بدین وسیله بتوانیم هیمنه ی
فراماسونری را شکسته و قدرت آن را کاهش دهیم؛
در پایان خاطر نشان می شویم که مقاله ی حاضر، حاصل تلاش فراوان در یک
برنامه ی فشرده و با محدودیت زمانی بوده است؛ بدین ترتیب امکان وجود نقایص
و اشتباهات املایی، دستور زبان و ... در آن، بسیار است. بنابراین از همه ی
برادران و خواهران ارجمند که به مطالعه ی مقاله می پردازند، خواهشمندیم تا
با نظرات خود ما را در رفع این کاستی ها یاری
کنند و حتی مباحث و سرفصل هایی را نیز به مقاله ی حاضر، اضافه نمایند؛
امید است که با کمک یکدیگر و با یاری خداوند متعال، بتوانیم در مبارزه و
جهاد با فراماسونری، گام های محکمی برداریم.
کاری از:
سالک راہ وفا(مدیریت وبلاگ درجستجوی حقیقت)
i
ضمیمه
به دلیل رفع برخی شبهات درباره ی عقاید فراماسونری، در
اینجا مجدداً به توضیح درباره ی اهم عقاید این گروه می پردازیم تا ماهیت
ضد دینی این جریان بیشتر مشخص شود:
گروه
های فراماسونری برای این که حساسیت گروه های مذهبی را نسبت به خود کم
کنند، در سخنان خود ابراز می دارند که آن ها نیز همانند ادیان آسمانی به
یک وجود برتر اعتقاد دارند. آن ها این موجود برتر را « معمار بزرگ کائنات » (Great Architect of the Universe) یا « وجود اعلی » (Supreme Being) می نامند.
بر خلاف ظاهر فریبنده ی عبارات فوق، هیچ کدام از آن ها به خداوند متعال ارتباطی ندارند؛ بلکه در دیدگاه منحرف ماسون ها، این « وجود برتر » یا « معمار بزرگ کائنات »، همان
« تعادل موجود در عالم خلقت » و یا « انرژی ایجاد کننده ی تعادل عالم خلقت
» است، که این تفکر، بسیار شبیه به تفکر حاکم بر مکاتب الحادی همچون مکتب فکری مصر باستان می باشد. شواهد این تفکر کفر آمیز ماسونی، مطالبی هستند که در مجلات ماسونی مربوط به بعضی از لژها مشاهده می گردد:
«شما بنا به میل و اراده تان، روح و هوشتان، یا بر اساس درک و ایمانتان، می توانید خدا را با نام های طبیعت، قدر، قدرت یا قانون بخوانید. » (نشریه ی معمار سنان، شماره ی 54، ص 34)
« ثابت گردیده که خداوندی که همه چیز را به وجود آورده و کائنات را احاطه نموده، محققاً همان انرژی است. » (آ.گ.ا. ص 54)
« فراماسونری، مفهوم معمار بزرگ کائنات را با تکیه بر علوم امروزی و با استناد به کمال اعلی، تعریف و بدین صورت بیان داشته است: تمامی موجودات دنیا که از ذرات و اتم های معینی تشکیل شده اند، در مجموع انرژی مطلق را به وجود می آورند.
با در نظر گرفتن اصل لایزالی ماده و انرژی، ثابت می گردد که در اثر فعل و
انفعالات، چیزی از بین نمی رود و تغییرات ناشی از جابجایی اتم ها، ماهیت
ظاهری دارد. فراماسونری این اصل و اساس را به عنوان دکترین، تز، عقیده و ایمان پذیرفته است. » (نشریه ی ماسون، شماره ی 5/82، سال 1971، ص 20)
«
در طول تاریخ، انسان قدرت هایی را که نتوانسته است توضیح دهد، بنام طبیعت،
معمار بزرگ کائنات، خدا، نامیده است. با توجه به سطح فرهنگ و دانش
اجتماعی، و با عنایت بر شرایط سیاسی، تعریف کلمه ی خدا متفاوت بوده است. حدود قدرت خدایی با ظهور پاسخ های منطقی و معقول، رویدادهای معجزه گونه ی طبیعی، عقب نشینی نموده است. » (جلال لایق، تز نشریه ی معمار سنان، شماره ی 11 و 12، ص 7)
علاوه بر مطالب مذکور، مطالب دیگر ی نیز در مجلات ماسونی وجود دارند که نشان می دهند ماسون ها هر حقیقتی را که از دین نشأت می گیرد (همچون خدا، بقای روح و ...) را انکار می کنند. برای مثال، در بعضی از مجلات ماسونی پیرامون برخی از حقایق دینی چنین آمده است:
« بروز افکار بقای ارواح، به اندازه ی عقیده بر وجود خدا، قدیمی و کهنه است. » (نشریه ی معمار سنان، شماره ی 24، ص 32)
« اعتقاد به بقای روح، فرو رفتن در اوهام و تخیلات است. » (نشریه ی ماسون، ماه اول 1975،ص 8)
قبول مسأله ی زندگی بعد از مرگ، توسط مرام ماسونی که مرامی خردگرا و اثباتی (راسیونالیست و پوزیتیویست) است، امکان پذیر نمی باشد. » (تحقیق سی امین درجه، دکتر ایشینداغ، ص 39)
« صدای اذان که از ردیف مساجد بلند می شود، مگر غیر از صدای الصلوة است که می گوید: من زنده ام، نمرده ام و نخواهم مرد؟ این بانگ تخدیر کننده ی افکار و اذهان روشنفکران، برای ما به منزله ی فریادی است که وظیفه ی روشنگری ما را به ما یادآوری و اخطار می کند. » (خاطرات دکتر حیدر علی کرمن، استاد اعظم نشریه ی محفل وحدت، سال 1949، شماره ی 1، صفحه ی 10)
بدین ترتیب همانگونه که ملاحظه فرمودید، فراماسونری دشمنی آشکاری با ادیان الهی و به خصوص اسلام دارد و مخالف حقایقی چون خدا، آخرت، بهشت، جهنم، وحی، پیامبران و ... است. این تشکیلات فاسد برای این که بتواند بقای خود را تضمین نماید، عقیده ی انحرافی خود را درباره ی قدرت برتر انرژی و ماده، در قالب الفاظ فریبنده ای چون « وجود اعلی » (Supreme Being) یا « معمار بزرگ کائنات » (Great Architect of the Universe) بیان می نماید.
بنابراین
می توان چنین نتیجه گرفت که هنگامی که یک ماسون از عقیده ی خود به «
وجود اعلی » یا « معمار بزرگ کائنات » سخن می گوید، مقصود او، عقیده به
خداوند متعال نیست؛ بلکه منظور او، اعتقاد به برتری ماده و انرژی در جهان
است. لذا در این زمینه، نباید فریب ماسون ها را خورد.
پایان
التماس دعا (مدیریت وبلاگ درجستجوی حقیقت)